ورود |عضويت
يكشنبه 29 مهر ماه 1397
Module Border Module Border
   

پیشینه تاریخی:

از وضع تاریخی نطنز تا پیش از سده هفتم هجری قمری اطلاعات صحیحی در دست نیست و آنچه که در این باره به دست ما رسیده، شایعاتی است که سینه به سینه نقل گردیده و به لحاظ مستند نبودن صحت و سقم آنها برما پوشیده است. از طرفی اظهارات مورخین نیز به اندازه¬ای مختصر است که فقط جنبه تذکری را بیش دارا نمی¬باشد.ولی با توجه به مراتب ذیل می¬توان گفت که نطنز از نواحی قدیمی و آباد ایران مرکزی بوده است.

1- داشتن آبادیهای سرسبز و خرم و امکان تولید محصولات گوناگون و در نتیجه قابل زیست بودن طراحی مختلف آن.

2- قرارداشتن تعدادی از آبادیهای آن در دل کوهساران و نقاط صعب¬العبور که از تاخت و تازهای گروههای مختلف و ویرانگریهای آنان تا حدود زیادی به دورمانده و نه تنها موجودیت خود را حفظ نموده¬اند بلکه به صورت پناهگاههایی مطمئن برای کسانی که تاب و توان ایستادگی در برابر دشمن را از دست می¬داده¬اند نیز در می¬آمده است.

3- عبور شاهراه سوق¬الجیشی و کاروانی جنوب کشور از این منطقه

4- وضع طبیعی و جغرافیایی آن از لحاظ قرارداشتن بین کاشان و اصفهان که در ادوار مختلف دارای اعتبار واهمیت بسزایی بوده¬اند.

5- وجود آثاری چند از قبل از اسلام اعم از آتشکده، قلعه، کاریزهای مترو که در حاشیه کویر و بناهایی که گاه از بستر ریگ و روان سر به در آورده و گاه دیگر از نظرها محو می¬گردند.

به عبارت دیگر نطنز در ادوار گذشته از اهمیت شایان توجهی برخودار بوده ولی به علت در دست نبودن مدارک تاریخی و مستند از یک طرف و عدم انجام کاوشهای علمی و فنی منظم از طرف دیگر در این مورد هیچگونه اظهار نظر صریحی نمی¬توان به عمل آورد زیرا از دوره¬های قبل از اسلام جز بقایای آتشکده و دژی از دوران ساسانی اثر مهم دیگری هنوز مورد شناسائی قرار نگرفته و موجودیت آن رسماً اعلام نگردیده است.

ولی از آنجائی که در نخستین سده¬های اسلامی که همه روستاهای نطنز و کاشان تا حدود راوند جزو امیرنشین اصفهان به حساب می¬آمده، جغرافیانویسان آن دوران به عنوان دوبخش سردسیر وگرمسیر اصفهان از آن یاد کرده¬اند. مانند احمد ابن ابی یعقوب معروف به الیعقوبی در کتاب البلدان  از روستاهای اصفهان چنین یاد کرده است:

«... و روستا قاسردقاسان و جر مقاسان فیهما اشراف من الدهاقین و قوم من العرب من اهل یمن من همدان و هماالحدبین عمل اصبهان و قم...»

ترجمه: از جمله روستاهای اصفهان دو بخش سردسیر و گرمسیر کاشان است که جایگاه آزاد مردان والاگهر می¬باشد و نیز گروهی تازی نژاد از مردم همدان یمن در آن نواحی جای گزیده¬اند و این دو بخش حد فاصل مابین حوزه¬های تابع اصفهان و قم می¬باشد با توجه به جمله هماالحدبین عمل اصبهان و قم (این دو بخش حد فاصل بین حوزه¬های تابع اصفهان و قم است) و یادآوری این موضوع که در حال حاضر نیز شهرستانهای نطنز و کاشان بین اصفهان و قم قرار دارند، چنانچه جرم قاسان را کاشان کنونی بدانیم سرد قاسان آن را می¬توان شهرستان نطنز دانست.

ضمناً این رسته در همدان کتاب، منازل جاده اصفهان تا ری و فواصل آنها را بدینگونه برشمرده است:

از اصفهان تا برخوار        

سه فرسخ

از بُرخوار تا رباط وز     

هفت فرسخ

از رباط وز تا طرق      

پنج فرسخ

از طرق تا اصفاهه       

شش فرسخ

از اصفاهه تا دکان      

پنج فرسخ

از دکان تا باد       

پنج فرسخ

از باد تا ابروز    

پنج فرسخ

از ابروز تا نوش¬آباد     

دو فرسخ

از وراز ابان تا مقطعه      

پنج فرسخ

از مقطعه تا قادس      

نه فرسخ

از قادس تا دزاه       

پنج فرسخ

از دزاه تا ری      

هفت فرسخ

 

از نقاط یاد شده آنچه را که مربوط به نطنز است عبارتند از طرق، اصفاهه، دکان و باد که فقط طرق و باد هنوز به همان نان می¬باشند ولی جای اصفاهه و دکان با توجه به فواصل یاد شده برای ما مشخص نیست.

ابن رسته بر مبنای نوشته عبدالله ابن احمد بجای منازل اصفاهه و دکان از مکانی به نام خیر نام برده و منزل دکان را بعد از باد ذکر کرده است. البته در فاصله طرق تا باد تنها نقطه¬ای که می¬توان آن را با «خیر» انطباق داد آبادی خفر است که تا اوایل عصر پهلوی نیز محل عبور کاروانیان و بارانداز آنها بوده است.

در ترجمه فارسی مختصر کتاب البلدان  ابن فقیه بخشهای اصفهان را چنین برشمرده:

جی، ماربین، والنجان، براء آن، برخوار، رویدشت، اردستان، کروان، برزاوند، دارک، فریدن، قهستان، قامدار، جرم قاسان، سردقاسان، تیمره کوچک، تیمره بزرگ.

در وقف نامه احمدبن محمد بن رستم بن المطیار القرشی  مورخ رمضان 316 هجری قمری از آبادیهای طرق و طار به عنوان رقبات موقوفات یاد شده است.

عبدالکریم بن محمد سمعانی مروزی در کتاب انساب  از نطنز چنین یاد نموده است:

«... آن شهری است از نواحی اصفهان گمان بر این است که فاصله بین آنها بیست فرسخ می¬باشد»
در معجم¬البلدان  از نطنز  به عنوان شهر کوچکی تحت عنوان نطنزه بشرح زیر یاد شده است:

نطنزه بفتح اول و دوم و سپس سکون «ن» «ز» «ه» شهر کوچکی از توابع اصفهان است و فاصله آنها در حدود بیست فرسخ می¬باشد. در قرن هشتم هجری قمری اردستان و زَ فَرقَند هم تابع نطنز بوده است زیرا در وقفنامه سید رکن الدین محمد قاضی یزدی فرزند قوام¬الدین محمد ابن نظام حسینی مورخ شوال 748 هـ.ق در بخش رقبات موقوفات بدین موضوع تصریح گردیده است.

1- در مورد کاروانسرای اردستان «ومنها الرباط المبنی فی محروسه اردستان و هی معدوده من جمله ضیاع نطنز»

2- در مورد کاروانسرای زفرقند «الرباط المبنی فی قریه زبرقند المشتهر عندالعوام بجو گندوهی من جمله ضیاع نطنز، الواقع ذالک الرباط فی الممر العام»

لازم به ذکر است که سید رکن الدین دو قلم از ممر درآمدی که جهت تعمیر و نگهداری این کاروانسرا تعیین کرده مربوط به نطنز است.

یکی 3/1  96 دینار مقرری واقف از متوجهات املاک بهاییه نطنز و دیگری 65 دیناری که از متوجهات ضیاع نطنز در قریه جوشقان بنام متولی ثبت بوده است.

در کتاب آثار ملی اصفهان  نیز به هنگام ذکر رباط اردستان بدین موضوع تصریح کرده است:
«ابن رباط را سید رکن الدین محمد یزدی (متوفی 737 هـ.ق) هنگامی که اردستان و نطنز یک واحد جغرافیایی

بود بنا کرد»

در وقف¬نامه سیدحسن¬الحسینی مشهور به سید واقف تنظیمی به سال 857 هجری قمری به نطنز چنین اشاره¬ای دارد:

«مدینه نطنز از توابع دارالامان اصفهان»

حمدالله مستوفی در نزهت القلوب  از نطنز بدین گونه یاد کرده است:

«نطنز از اقلیم چهارم است شهری وسط و قریب سی پاره دیه از توابع آن است حقوق دیوانی آن ده تومان و دو هزار و پانصد دینار است (یک تومان زرمغولی برابر با ده هزار دینار مسکوک طلا با یکصد هزار تومان در سال 1348 شمسی بوده است).

ضمناً این نویسنده در کتاب خود از کوه کرکس نیز بدین گونه یاد کرده است:

کرکس کوهی است به حدود شهر نطنز و با هیچ کوه پیوسته نیست دورش ده فرسنگ است کوهی سخت بلند است و از بلندی کرکس بفرازش نمی¬رود و بدین سبب بدین نام مشهور است.

از کوه کرکس مقدسی و اصطخری نیز که از جغرافیا نویسان قدیم می¬باشند یاد نموده¬اند، مقدسی «کوه کرکس بلندترین کوههای کویر لوت است.»

اصطخری: کرکس کوه و سیاه کوه پناهگاه راهزنان بوده و در یکی از دره¬های کرکس کوه چشمه آبی موسوم به «آب بنده» که از شکاف سنگی در میان حفره¬ها بیرون آمده است جاری است.

مولف بستان السیاحه  نطنز را چنین توصیف کرده است:

«نطنز بفتح نون و طا مولف و سکون نون ثانی وزاء منقوطه قصبه ایست که در جبال اتفاق افتاده و اطرافش فی الجمله گشاده است و از شهر کاشان دو مرحله دور و اکثر میوه سردسیریش موفور و آبش خوشگوار و هوایش سازگار قرب هزار باب خانه در اوست و چند پاره قریه خوب مضافات اوست و در جمیع خانه¬های آنجا آب روان و از میوه گلابی آنجا بغایت ممتاز و فراوان و مردمش شیعی مذهب، ارباب معرفت از آنجا ظهور نموده منجمله شیخ عبدالصمد مرشد مولانا عبدالرزاق صاحب تاویلات از آنجا بوده را قم نطنز را دیده و به صحبت بعضی از بزرگان آنجا رسیده است.»

با توجه به مراتب فوق¬الذکر مشاهده می¬گردد که در نوشته¬های مورخین سده¬های سوم و چهارم تنها از چند آبادی نطنز کنونی نام برده شده است آن هم بدون آنکه اشاره¬ای به کلمه نطنز شده باشد و فقط در نوشته¬های مورخین سده¬های پنجم به بعد است که به کلمه نطنز برخورد می¬کنیم و با تحقیقات مفصلی که نگارنده (سیدحسین اعظم واقفی) به عمل آوردم به مدرکی که مشخص نماید که کلمه نطنز از چه زمانی و به چه علت بر این منطقه اطلاق گردیده است دسترسی پیدا نکردم.

اظهارات مورخین و جهانگردان خارجی درباره نطنز

در سفرنامه جهانگردان خارجی نیز از نطنز گفتگوی مهمی به میان نیامده است و در ذیل به نوشته تعدادی از آنها اشاره می¬گردد.

توماس هربرت که در عهد شاه عباس اول به نطنز مسافرت کرده گوید بنابر روایتی که در ناطان (نطن) شنیدم داریوش آخرین پادشاه دودمان کیانی در این محل قتیل خیانتکاری بسوس باختری گردید  (گفته هربرت در مبحث قلعه باغباد از آثار تاریخی افوشته نطنز مفصلاً مورد بررسی قرار گرفته است).

در سفرنامه استودارت  که شرح مسافرت هیئتی است که به ریاست سر دود مرکوتون  در سالهای 29-1627 میلادی از انگلستان به دربار شاه عباس اول اعزام شده است.

در گزارش ماه اوت 1628 میلادی چنین آمده است: «روز بیست و سوم (مطابق اول شهریورماه) شب که حرکت کردیم (منظور حرکت از کاشان بوده است) به بیزدبد  (منظور ابوزید آباد است که مختصراً به آن بوز آباد گفته می¬شود) رسیدیم و در کاروانسراف منزل کردیم پنج فرسخ طی کرده بودیم شب به نطن  رسیدیم. آب این جا خوب بود. شهر در باریکی بین دو تپه واقع است و اطراف آن را دهات کوچک که پر از باغهای میوه و درخت است گرفته در اینجا چادر زدیم و ده فرسخ طی کرده بودیم. بیست و پنجم شب به سَردَهُن  (منظور سردَهَن است) که کاروانسرایی در قله تپه بود رسیدیم چادر زدیم هفت فرسخ طی کرده بودیم آب اینجا زیاد خوب نیست.»

شوالیه شاردن، تاورنیه، فلاندن، موریه، مسیو و مادام دیولافوا، و دیگر جهاگردان به ویژه جهانگردان اروپایی چون مسافرت آنان به ایران اکثراً مقارن با فصل تابستان بوده برای رسیدن به اصفهان به هنگام ورود به کاشان از طریق جاده کاروانی تابستانی یعنی دره¬های قهرود، سُه و مورچه خورد خود را به اصفهان رسانیده¬اند زیرا این مسیر به هنگام تابستان دارای موقعیت بهتری از

نقطه نظر آب وهوا نسبت به جاده کاروانی زمستانی کاشان ابوزید آباد، خالد آباد، خفر، طرق، سردهن، اصفهان بوده است. و این دو جاده تا قبل از ایجاد جاده قم، نیزار، دلیجان، میمه، مورچه خورت، اصفهان از اهمیت بسیاری برخوردار بودند.

مادام دیولافوا در سفرنامه خود صریحاً بر این مطلب اشاره نموده و گوید: « دو راه کاروانی کاشان را به پایتخت عراق (منظور اصفهان است که به آن پایتخت عراق عجم نیز اطلاق می¬گردید) متصل می¬کند یکی راه زمستانی که از میان صحرا به نطینس می¬رود. در این محل مسجدی است که سابقاً پوششی از کاشی بسیار زیبا با تلالوء فلزی داشته است. دیگر راه تابستانی که در فصل باران قابل عبور نیست و به طورمار پیچ از دامنه کوهسار می¬گذرد و ما آن را اختیار کردیم.» 

ما ژور پ.م. سایکس در کتاب ده هزار میل در ایران درباره نطنز چنین نگاشته است:

«نطنز که از حیث آب و هوا و میوه مشهور است یکی از تابستانگاههای سلاطین صفوی بوده، در حوالی آنجا قصر شکارگاه شاه عباس را هنوز نشان می¬دهند در نطنز مسجدی است که گویا سابقاً بسیار زیبا بوده و بعضی از کاشکیهایی که فعلاً در موزه سوت کنسینگتن  است از دیوارهای آن کنده¬اند این مسجد را در سال 715 هجری ساخته¬اند.»

سال 715 را که سایکسس به عنوان تاریخ ساخت مسجد اعلام نموده صحیح نیست زیرا مسجد در فاصله سالهای 704 تا 709 هجری قمری بنا گردیده است و احتمال آن می¬رود که با توجه به تاریخ سر در خانقاه چنین نظری را اظهار کرده باشد.

اجمالی از اوضاع سیاسی نطنز از گذشته¬های دور تا عصر حاضر

اوضاع تاریخی و سیاسی و تحولات اجتماعی نطنز در نخستین سده¬های اسلامی بستگی به اوضاع و احوال و دگرگونیهای اصفهان و کاشان داشته است. رویدادها و تغییر و تحولات این دو شهر نطنز را نیز بیش و کم شامل بوده زیرا نطنز مانند کاشان در زمانهای گذشته تابع اصفهان بوده است. این وضع تا پایان دوره مغول همچنان ادامه داشته است. لازم به یادآوری است که در اوایل دوره مغول این منطقه به علت وضع جغرافیایی تا حدی از شریورشها و خرابیها محفوظ بوده و حتی در زمان هلاکو مورد

توجه ایلخانان آخری مغول قرار گرفته است. مسجد جمعه، خانقاه و آرامگاه شیخ عبدالصمد که توسط خاندان ماستری احداث گردیده است از یادگارهای باارزش این دوره به شمار می¬آید.

«در دوران فترت بین مغول و تیمور مدتی نطنز قلمرو سلطان ابویزید برادر کوچک شاه شجاع و پسر امیر مبارزالدین آل مظفر بوده و در سال 876 از طرف سلطان زین¬العابدین آل مظفر بوده و در سال 867 از طرف سلطان زین العابدین پسر و ولیعهد شاه شجاع وی به این سمت و امیر مظفر کاشی به حکومت کاشان منصوب گشته¬اند.

بعدها که ابویزید نامبرده متعابعت شاه یحیی رقیب زین¬العابدین را پذیرفت سلطان زین¬العابدین با امیر مظفر کاشی همداستان شده و جنگ در نطنز روی داد ابویزید شکست خورده به لرستان گریخت.

به طور کلی در دوره ایلخانان و پس از آن نطنز پناهگاهو معبر فراریان بوده است و به واسطه داشتن دو خانقاه معتبر (یکی در کنار مسجد جمعه و دیگری در افوشته) عده¬ای از صوفیان و دراویش نامدار نیز در آن زندگی کرد و یا از آن گذشته¬اند»

به دوران حکومت خاندان قراقونیلو، پیر بوداق پسر جهانشاه که به همراه پدر خود در تاخت و تازهای او شرکت داشته چون به نیشابور می¬رسد به عزم شیراز از اردو جدا می¬شود و برادرش ابویوسف نیز آهنگ کرمان می¬نماید پیر بوداق غارت¬کنان طی طریق نموده تا به یزد می¬رسد در آنجا علم طغیان برافراشته و از شهرها و ولایات تحت سیطره خود درخواست مال و پیشکشی نمود و افراد خود را جهت وصول اموال و مبالغ درخواستی به آن نواحی گسیل داشت از جمله صد تومان بر نطنز حواله نمود.

در تاریخ جدید یزد  در قسمتی که فرستادن امیرقطب الدین ورزنه را به جانب یزد از طرف شاهزاده محمد بهادر ذکر کرده به نطنز نیز اشاره نموده است.

«وامیر شمس¬الدین محمد میرک با مولانا مجدالدین فضل الله و بعضی اهالی متوجه اصفهان گشتند و شاهزاده از این معنی خرم شد و ایشان را نوازش فرمود و از طرف کاشان امیر محمد سیدعزالدین با اموال کاشان و ایمر حسن نطنزی با نثار و پیشکش بیامدند»

در زمان صفویه نطنز به صورت ولایت مستقلی در آمد و حکام آن مستقیماً از پایتخت یعنی قزوین و سپس اصفهان تعیین می¬شدند به عبارت دیگر توجه خاص پادشاهان صفوی بدین خطه که مسلماً وجود وزرا و مستوفیان کاردان نطنزی در دستگاه صفویه در این امر بی تاثیر نبوده است. موجب آن گردید که حکومت نطنز را ویژه قورچی شمشیر خاصه نمایند. در کتاب نقاوه الاثار فی ذکر الاخیار  موضوع بدین گونه مورد تصریح قرار گرفته است.» شاهوردی بیک که اسن اولاد خلیفه و در آن زمان قورچی شمشیر خاصه شریفه بود بنابر آنکه در ایام سعادت فرجام شاه دین پناه داروغگی ولایت نطنز و توابع تعلق به قورچی شمشیر میداشت به نطنز آمده و حل اقامت انداخت و چون پادشاه فلک مستند شاه سلطان محمد در مقام تربیت اولاد ولی خلیفه بود شاهوردی بیک را به مرتبه خلافت که منصب پدرش بود سرافراز ساخت و طبل و علم ولی خلیفه را به او ارزانی داشته سرش به اوج رفعت برافراخت.» 

شاه عباس اول که نطنز گردشگاه و شکارگاه تابستانی او به شمار می¬آمد با احداث دو کاخ در دو سوی نطنز تقریباً آن را به صورت پایتخت تابستانی درآورده بود به عبارت دیگر این پادشاه علاقه وافری بدین خطه از خود نشان می¬داد و شدت وحدت این علاقه بدان پایه رسید که نطنز را ولایت خاصه خود گردانید.

پس از انقراض صفویه و افشاریه و زندیه و روی کارآمدن قاجاریه باز هم حاکم نطنز از پایتخت، از بین مامورین سرشناس دولت و یا شاهزادگان تعیین می¬گردید مانند عبدالله خان ایروانی خواهرزاده حاج میرزا آغاسی صدراعظم محمد شاه شاهزاده محمدباقر میرزا پسر معزالدوله  حسن اعظام قدسی ملقب به اعظم الوزاره طالقانی از چهره¬های معروف صدر مشروطیت (مولف کتاب، خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله) غلامحسین خان نوری مقلب به صدیق اکرم از آزادیخواهان روشنفکر و مجاهدین صدر مشروطیت که البته این وضع تا شروع انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی ادامه داشت زیرا در دوره اول مجلس شورای ملی صدر العلمای نطنزی به وکالت مجلس شورای ملی برگزیده شد که سخنرانی مهیج او برعلیه سلسله قاجار در مجلس و جمله تاریخی این سخنران که «شاهزادگان عظام نبایستی مصادر امور باشند» مدتها ورد زبانها بود.

در آن هنگام به عللی چند از جمله تاخت وتازهای پی در پی گروههایی چون نایب حسین کاشی و فرزندانش  خانواده¬های بختیاری و اعوان و انصار آنها به عنوان تعقیب نایب حسین، رجبعلی لر به تحریک ماشاالله خان پسربزرگ نایب حسین، رضا جوزانی و جعفرقلی چرمینی که گاه خود را جزء اتباع نایب حسین قلمداد و در موارد مقتضی نیز بالاستقلال به تاخت و تاز و غارتگری می¬پرداختند و هر یک تا رسیدن گردنکش دیگری چند روزی خود را مالک الرقاب مردم این منطقه اعلام و تا سر حد امکان به منظور برآورده کردن خواسته¬های نامشروع وغیرقانونی خود از هیچ نوع آزار و اذیتی نسبت به مردم کوتاهی و خودداری نمی¬کردند، در نتیجه مردم را آن چنان از هستی ساقط کردند که اصطلاح «به نان شب محتاج است» درباره آنان مصداق پیدا کرده بود و بالاخره شیرازه امور آن چنان از هم پاشیده شد که تنها امید مردم دفع فاسد به وسیله افسد بود. شاید که در لحظه جابجایی غارتگران فرصت نفس کشیدنی برای آنان پیش آید.

از طرف دیگر ناتوانی زعمای وقت نطنز در اثر تاخت وتازهای پی درپی غارتگران و پیدایش اختلافات خانوادگی در بین آنها و دامن زدن به آتش این اختلافات با فراهم کردن دو دستگی در بین مردم به منظور سرکوبی یکدیگر این پیش آمدها موجب آن گردید که مترصدین فرصت طلب به صید ماهی از آب گل آلود پرداخته و شهری را که در

قرون متمادی از استقلال برخودار می¬بود به صورت بخشی در آورده و ضمیمه کاشان نمایند.

این وضع تا سال 1336 شمسی (در حدود 50 سال) ادامه داشت در این سال نخست وزیر وقت به اتفاق عده¬ای از وزراء و سایر مصادر امور راهی شهرستانها گردیدند از جمله مسافرتی به اصفهان واردستان نمود که گروه زیادی از مردم نطنز  به اصفهان و سپس به اردستان به دیدار هیئت دولت رفته و درخواست مسافرت آنان را به نطنز به عمل آوردند. نخست وزیر که با اصرار و استقبال مردم نطنز مواجه گردید به عذر نداشتن فرودگاه از قبول دعوت خودداری نمود ولی رهبران جمعیت نطنزی اظهار داشتند در صورت پذیرش دعوت، فرودگاه در اسرع وقت ساخته خواهد شد. به هر جهت قبول دعوت موکول به ایجاد فرودگاه در نطنز که امر محالی به نظر می¬رسید گردید. در ساعت چهاربعدازظهر روز 18 شهریورماه مردم فروگاه آماده شده را به نظر متخصصین مربوطه رسانیدند ولی به علت نواقص فنی چندی مورد قبول واقع نگردید.

مردم که زحمات خود را بی¬نتیجه دیدند باز مایوس نشده و چندین نقطه دیگر را برای این کار معرفی کردند که فقط مکانی در بیابان بالای پل هنجن مورد قبول واقع گردید منتهی می¬بایست تا ساعت 11 شب آماده گردد گروه کثیری از مردم بخشهای مختلف نطنز با بیل و کلنگ و سایر وسایل روانه محل جدید فرودگاه شدند و در پرتو نور چراغ تا ساعت یازده شب فرودگاه را آماده

بهره¬برداری نمودند.

ساعت شش صبح روز بعد هیئت دولت با هواپیما به نطنز وارد و به همراه گروه زیادی که از شبانگاه در کنار فرودگاه به انتظار ورود آنان بودند روانه شهر نطنز شدند.

در دبیرستان سپهر نطنز هیئت دولت پس از صرف صبحانه تشکیل جلسه داده نخست انتزاع  نطنز از کاشان و شهرستان شدن آن را مورد تصویب قرار داده و بدین گونه نطنز پس از مدتی در حدود پنجاه سال دوباره به صورت شهرستان درآمده و به عنوان یکی از شهرستانهای استان دوم به شمار آمد و اقدامات بعدی نیز موجب آن گردید که نطنز ضمیمه استان اصفهان گردد.

Module Border Module Border
  كاربران بر خط
كاربران فعال بازديد كنندگان فعال :
Visitors بازديد ها: 17
Members اعضاء: 0
مجموع كاربران مجموع: 17

بازديد ها بازديد ها :  
Visitors بازديد هاي كل: 809559
Visitors بازديد هاي امروز: 338
Visitors بازديد هاي ديروز: 353

فعال در اين زمان كاربران فعال:
Copyright (c) 1397/07/29 پرتال مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان نطنز
پرتال سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان
Ariana Informatics Group - گروه داده ورزي آريانا